أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
740
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
باشد . اين كتاب شاهد بر او ، براى من نزد خداوند و سپس نزد مسلمانان خواهد بود . هر آنچه گفتم ، بر آن با خداوند عهد و ميثاق خواهم داشت . اين چيزى است كه عمل به آن بر ما لازم است و حتما - ان شاء اللَّه - بيش از آنچه گفتيم ، رفتارى خواهيد ديد كه از آن مسرور خواهيد شد . از خداوند مىخواهيم ما و شما را هدايت كند و ما و بلاد ما را اصلاح گرداند و - ان شاء اللَّه - ما و شما را هدايت كند و هدايتگر قرار دهد و از عواقب فتنهها بازمان دارد و دينش را نصرت بخشد . نامهء حزب ملى به سپاه سعودى به دنبال آن ، رهبران حزب ملى در جدّه ، مصلحت را در آن ديدند تا با فرماندهى سپاه سعودى پس از ورودشان به مكه تماس گيرند و براى يافتن راه حل ، با وى مكاتبه نمايند . در روز 21 صفر اين نامه را فرستادند : از طرف مردم جدّه و اهالى مكه كه در جدّه هستند ، خطاب به امير خالد بن منصور بن لؤى فرمانده نيروهاى سعودى : السلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته ؛ اما بعد : نامهء امام عبدالعزيز بن سعود و آنچه كه در آن خطاب به مردم مكه و جده در باره تأمين جانى و مالى آنان فرستاده بود ، به دست ما رسيد . آنچه در بارهء شريف حسين گفته است ، مربوط به مسائلى است كه فيما بين آنان بوده و اكنون آن مطالب با كنارهگيرى حسين از پادشاهى به خاطر درخواست امّت و آسايش بلاد ، از ميان رفته است . مردم با فرزند او شريف على كه به حسن اخلاق و تمايل به مسالمت براى همهء كسانى كه در جزيرة العرب هستند ، شناخته شده است ، بيعت كردهاند . بر وى شرط شده است تا عقيدهء مسلمانان را در آنچه به مصلحت آسودگى و خوشبختى بلاد است ، بپذيرد . از آنجايى كه امام عبدالعزيز در نامهاش نوشته است كه امر بلاد مقدّسه را به شوراى ميان مسلمانان خواهد سپرد ، ما و شما - به حمد اللَّه - در بارهء اين يك نقطه اتفاق نظر داريم ؛ و ترديدى نيست كه مصلحت عامه براى اين بلاد مقدّسه در همان است . به عقيدهء ما هيچ موجبى براى جنگ و خونريزى نيست ، و راه حل مطلوب از سوى دو طرف واضح و روشن